این اصطلاح به ارتباطات بازاریابی، شامل خرید رسانه های سنتی از قبیل تلویزیون، رادیو، چاپ و تبلیغات محیطی اشاره دارد. رسانه هایی که در آن ها نتیجه ها قابل اندازه گیری هستند. به همان اندازه که گزینه های بازاریابی و ارتباطات گسترش یافته و دستمزد آژانس های تبلیغاتی از روش مبتنی بر کمیسیون به روش مبتنی بر کارمزد تغییر یافته است، این اصطلاح نیز به میزان زیادی به روز شده است. اینک آنچه آژانس های تبلیغاتی سنتی در نرخ کمیسیون های  پایه ی خود می گنجانند، منعکس کننده میزان تاثیری است که رسانه ها بر مشتریان دارند.

 

متصدی حساب مشتریان

 

Account Executive

در آژانس های تبلیغاتی،این اصطلاح به شخصی اشاره دارد که روزانه بین ارباب رجوع و آژانس ارتباط برقرار میکند.با گذشت زمان،وظیفه ی متصدی حساب مشتریان تغییر و تکامل یافته است تا تاثیر استراتژیک تری در مدیریت روابط آژانس اعمال کند.به جای متصدی حساب مشتریان از عناوین جدیدی از قبیل برنانه ریز حساب و مدیر روابط استفاده می شود.از اصطلاحات مشابهی نیز در گروه های کارشناسی طراحی و برندینگ استفاده می شود.فرقی نمی کند که چه عنوانی بر متصدی حساب مشتریان بگذاریم؛حقیقت این است که شخصی از سوی آژانس یا سازمان مشاوره،باید مسئولیت جلب رضایت ارباب رجوع را بر عهده بگیرد.

 

فرهنگ واژگان برند

نوعی تحقیق یک باره است که در زمانی مشخص برای ارباب رجوعی معین انجام می شود.تحقیقات موردی با مطالعات دائمی و طولانی مدت،از قبیل نظارت بر فروش و سود،پیگیری رضایت مشتریان و رتبه بندی ادراک مشتریان تفاوت دارد.

 

آمیزه ی بازاریابی تعدیل شده

Adapted Marketing Mix

ترکیبی از پیشنهاد های محصول است که ابتدا در یک منطقه جغرافیایی فروخته می شود و سپس برای تناسب با شرایط محلی در سایر بازار ها، تغییراتی بنا به هر محل داده می شود. آمیزه ی تعدیلی مانند آمیزه ی بازاریابی معمولی از چهار جزء محصول، قیمت، ترفیع(ترویج و گسترش) و مکان تشکیل شده است. چهارمین آمیزه ی بازاریابی (مکان) به توزیع،یعنی در دسترس داشتن محصول برای خرید در بازار هدف نیز معروف است.

 

 

فرهنگ واژگان برند

مزیت مشهود یا غیر مشهود ایجاد شده توسط محصول یا خدمت که عموما مستلزم قیمت بالاتری است و وفاداری مشتری و برتری محصول یا خدمت را در نظر مشتری در پی دارد. اغلب از مولفه های ارزش افزوده ی مشهود به سرعت الگو برداری می شود.برای همین شرکت ها و نام های تجاری می کوشند تا انواع غیر مشهود آن را توسعه دهند که مزیت هایش به طور منحصر به فرد مختص خود آن ها و نمونه برداری از آن برای شرکت های دیگر بسیار مشکل تر  است‌.

 

 

فرهنگ واژگان برند

یک نوع وابستگی فیزیولوژیکی یا روانی به محصولات یا خدمات خاص است که در آن مصرف کنندگان به یک نوع از محصولات معتاد می شوند؛ گرچه اغلب مصرف اعتیاد آور به مصرف مواد مخدر، الکل و تنباکو یا اعتیاد به قمار اطلاق می شود. هرچند لازم به ذکر است که قسمت اعظم مصرف گرایی مشتریان، معتاد کننده محسوب نمی شود؛ بلکه عادی و به صورت انتخاب یک محصول مطلوب در نظر شخص است.

 

 

فرهنگ واژگان برند

این اصطلاح بیانگر تصمیم مصرف کننده برای خرید محصول یا استفاده از خدمتی است. مصرف کننده اطلاعات موجود در مورد خدمت یا محصول را می سنجد و انتخابی سنجیده و با بازاریابی کامل انجام میدهد که بر سطحی از تکرار مصرف در آینده دلالت دارد و می تواند به وفاداری در خدمت یا نام  تجاری مورد نظر ختم شود.

 

 

فرهنگ واژگان برند

تبلیغات شکلی از ارتباطات است که بین شرکت و مخاطب هدفش با استفاده از همه ی رسانه های جمعی یا تعدادی از آنها، از طریق پرداخت پول انجام می شود. این فرایند معمولا از خدمات آژانس های مختلف، از قبیل گروههای کارشناسی طراحی و برندینگ، آژانس های تبلیغاتی با طیف خدماتی کامل بنگاههای بررسی بازار و گروههای خرید رسانه ها استفاده می کند. همچنین از تبلیغات برای آگاهی دادن به بازارهای هدف درباره ی کالاها و خدمات فعلی، اطلاع رسانی به مصرف کنندگان در مورد در دسترس بودن نام های تجاری فعلی در آینده و نیز برای ایجاد آگاهی و تشویق مصرف کننده به وفاداری استفاده می شود. به علاوه، تبلیغات برای اطمینان بخشی به مصرف کنندگان درباره ی مناسب و سنجیده بودن محصول یا خدمت خریداری شده ی آنها به کار می رود؛که به این عمل، عقلایی کردن پس از خرید می گویند.

روش های تبلیغ در انواع آموزنده، متقاعد کننده و ساختگی طبقه بندی می شوند. در نتیجه به جدال و مباحثه ای بر سر اثربخشی و کارایی آنها منتهی شده است. این مباحثه به تغییر قابل ملاحظه ای از عملیات تبلیغی در رسانه های جمعی به سمت فعالیتهای تبلیغی بسیار هدفدارتر کشیده شده است که در نتیجه ی آن فعالیتهای هدفدارتر می توانند به ادعاهای معتبرتری در ارتباط با اثربخشی و کارایی تبلیغ منجر شوند؛ در حالی که کمتر در زندگی روز مره ی مصرف کننده دخیل هستند. این مباحثه همچنان روندی را به سوی بازاریابی یکپارچه تحریک می کند که منعکس کننده ترکیب وسیعی از وسایل ارتباطی ارتباطی در دسترس می باشد.

 

 

کهنگی و ملال آور شدن / غیرمؤثر بودن تبلیغات

Advertising Wear Out

بیانگر هنگامی است که مصرف کنندگان به یک پیام تبلیغی بی تفاوت می شوند؛ زیرا بیش از میزان لازم در معرض آن پیام قرار گرفته اند و دیگر نگاه کردن به پیام هیچ تأثیری ندارد. همچنین این اصطلاح به خستگی کامل مصرف کننده از تبلیغ اطلاق می شود و اغلب می تواند به واکنش منفی نسبت به تبلیغ مورد نظر منجر شود که کاملا بر خلاف هدف اصلی است.

 

 

Affinity Marketing

بازاریابی وابستگی

مدلی از مدیریت روابط مشتری یا بسط وفاداری است که برای پیوند تعهد احساسی بین مصرف کنندگان و نام های تجاری ایجاد شده است. این بازاریابی بر تبادل اطلاعات متمرکز است و به مصرف کنندگان در مورد نام های تجاری آگاهی می بخشد. از سوی دیگر، شرکتها نیز اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان کسب می کنند. کوششهای وابستگی بر خلاف بازاریان وفاداری هیچ نوع  مبادله ی اقتصادی را نشان نمی دهد. هرچند ممکن است اشخاص ثالث تا حدودی از آن بهره مند شوند؛ از جمله كمک های پر ارزش مصرف کنندگان مبتنی بر امتیازهای کارت اعتباری، بازاریابی وابستگی همچنین میتواند در قالب خط تلفنهای اضطراری، باشگاههای عضویت، خبر نامه ها، اتاق های گفت و گو و غیره باشد.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما محفوظ خواهد ماند. موارد ضروری مشحص شده ند *

ارسال دیدگاه