از نو شروع کن!

همیشه سعی می کنیم یک رفیق و همراه برند شما باشیم

ایجاد تمایز ساده اما قوی در ذهن مشتریان و کارکنان خود (درواقع همه ذی نفعان خود) مستلزم چشم اندازی شفاف و در خور تحسین است تا در هر کاری که انجام می دهید، در سرتاسر محیط ها- از تولید تا خدمت –تا افرادی که استخدام می کنید و شیوه ای که در مورد خودتون صحبت می کنید، بیان شود.

اما در نهایت، نام های تجاری برای کسب و کار ارزش ایجاد می کنند. استفاده از تفکر استراتژیک و خلاقیت برای ایجاد ارزش، یک مشغولیت ذهنی واقعی است. در واقع، ما هر روز نیاز به درک عمیق تری از چگونگی تولید ارزش نام های تجاری و استفاده از آن اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه کسب و کار پیدا می کنیم.

 

Branding  (برند سازی)

روش خلاق و استراتژیک ایجاد نام های تجاری و مدیریت آنها به عنوان دارایی های با ارزش است و ایجاد احساس عاطفی در ذهن مخاطب هدف از جمله فعالیت های در پس برندینگ می باشد.

فعالیتهایی از قبیل طراحی هویت مشهود و غیر مشهود برند (برند بوک)، برنامه ریزی کمپین های خلاق برندینگ و تبلیغاتی و مدیریت ارتباط با مشتریان، در برندینگ انجام می پذیرد.

 

Content Marketing (بازاریابی محتوا)

بازاریابی محتوا در واقع زیرمجموعه ای از بازاریابی دیجیتال می باشد که به فرآیند تولید و به اشتراک گذاری محتوایی که باعث حفظ مشتریان قبلی و بدست آوردن مشتریان جدید می پردازد.این محتوا و اطلاعات می تواند به انواع مختلفی چون اخبار تحلیلی، ویدئو، متن، گرافیک، اینفوگرافی، تصاویر، چالش ها، مسابقات و پادکست ها منتشر گردد.

بازاریابی محتوا در سال ۲۰۱۹ دارای ویژگی های خاصی خواهد بود:

محتوای مفید: هدف از این محتوا این است که به مخاطبین خود یک کار و مهارت را آموزش دهیم

محتوای آموزنده یا حاوی اطلاعات: هدف ما از تولید محتوای این چنینی این است که به مخاطبین خود دیدگاهی جدید بدهیم یا شاید بتوانیم در تصمیمات آنها کمک کنیم.

محتوای سرگرم کننده: احساسات از قبیل خنده و شادی ارزش محسوب می شوند.

 

Graphic Design (طراحی گرافیک)

طراحی کلیه امور گرافیکی مورد نیاز یک برند با خلاقیت و ایده پردازی، با بروزترین متد روز دنیا

 

Motion Graphic  (موشن گرافیک)

Web & Seo

امروزه اینترنت قوی ترین رسانه قرن بیست و یکم به شمار می رود. همگی ما اذعان  داریم که اینترنت به طرز شگرفی سبک زندگی مردم امروزی را تغییر داده است. آمار ها نشان داده است که ضریب نفوذ اینترنت به شکل فزاینده و غیر قابل باوری حتی در کشورهای جهان سوم در حال افزایش است. شکی نیست که اینترنت دیگر رسانه آینده نیست. اینترنت رسانه امروز است.

باید بگوییم که طراحی وب سایت بخش بسیار مهمی از فرآیند برندینگ اینترنتی محسوب می شود. در ذهن تمامی مصرف کنندگان و مشتریان شما این باور وجود دارد که شما حتما دارای یک وب سایت رسمی و مستقل در اینترنت هستید (البته تنها به واسطه  داشتن یک وب سایت تمایزی نسبت به رقبا ندارید) طراحی وب سایت حرفه ای باعث می شود تا رفتارهای مصرف کنندگان را زیر نظر بگیرید. با استفاده از ابزارهای مدرن تحلیلگر سایت می توانید در هر لحظه متوجه شوید که کاربران با جستجوی چه کلماتی به وب سایت شما وارد شده اند. چه صفحاتی را بیشتر دیده اند و از چه صفحاتی به سرعت خارج شده اند. این ابزارها به شما کمک میکند تا عادات مصرف و علاقمند های مشتریان را کشف کنید و یا خود را برای تقاضاها و بازارهای جدید آماده کنید.

طراحی وب سایت همچنین به شما کمک می کند تا در مشتری اعتماد بیافرینید و این خود کمک بسزایی در برندینگ به شمار می رود.

سئو به معنای بهینه سازی سایت برای موتور جستجو می باشد. اما چه مفهومی دارد؟ سئو برای یک فرد معمولی اهمیت زیادی ندارد اما برای یک مالک سایت همه چیز محسوب می‌شود. هدف سئو به کار بردن کلیدواژه‌ها اصلی ست که وقتی فردی به طور تصادفی یکی از آنها را جستجو می‌کند، باعث شود او مستقیما به وب سایت شما مراجعه کرده و در نتیجه شمار بازدیدکنندگان از سایت بیشتر شود.

 

Market Research (تحقیقات بازار)

رویکرد منظم و سیستماتیک برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات مورد نیاز برای گرفتن تصمیم های منطقی بازاریابی. پژوهش بازار برای تعیین قابلیت فروش احتمالی محصول یا خدمت از طریق تعیین خواسته و نیاز افراد طراحی شده است. اطلاعات می تواند از منابع ثانویه که قبلا منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته اند یا از منابع اولیه، از قبیل خود مشتریان، جمع آوری شود.

 

Budgeting (بودجه بندی )

اصولا مدیران تبلیغات برای تهیه برنامه تبلیغاتی خود بعد از شناسایی و تعریف بازار هدف و ایجاد انگیزه خرید باید ۵ تصمیم عمده را اتخاذ کنند . که این ۵ تصمیم به ۵M معروف است :

 

ماموریت (Mission) : هدفهای تبلیغات کدامند ؟

 

پیام (Message) : چه پیامی فرستاده می شود ؟

 

رسانه (Media) : از چه وسیله ارتباطی استفاده می شود ؟

 

پول (Money) : چه مقدار پول می تواند به این کار اختصاص داد؟

 

ارزیابی (Measurement) : نتایج را چگونه می توان ارزیابی کرد ؟

 

۵ روش بودجه بندی در تبلیغات

روش در حد استطاعت (Affordable Approach)

روش در صدی از فروش (Percent of Sales Approach)

روش برابری با رقبا (Competitive Parity Approach)

روش رتبه بندی ( Rating Point Approach)

روش هدف و انجام کار(Objective & Task Approach)

روش در حد استطاعت: این روش بر اساس بودجه سازمان ها و توان مالی آنها تعریف می شود و معمولا در سازمانهای ایرانی از این روش استفاده می شود .که بیشتر بر اساس نظر واحد مالی و مدیرعامل  تعیین بودجه می شود.

متاسفانه این روش ، تاثیر تبلیغات را بر حجم فروش ، کاملا از نظر ، دور می کند.

پیشنهاد می شود در برابر این روش مقاومت کرد زیرا که هیچ حرکت علمی و اصولی با این بودجه نمی توان انجام داد. زیرا بودجه برخی از سازمانها به قدری کم است که هزینه کردن یا نکردن در آن در جلو بردن اهداف تبلیغاتی نقس ندارد.

روش در صدی از فروش: معمولا در این روش در بهترین حالت بین ۱ تا ۴ درصد فروش در نظر گرفته می شود و معمولا مدیران این روش را بر هر روش دیگری ترجیح می دهند. ولی روش فوق اشتباها فروش را علت و نه معلول تبلیغات می پندارد.

در این روش تعیین بودجه براساس نقدینگی قابل دسترس تعیین می شود و امکانات و فرصتهای آتی نادیده گرفته می شوند. و متاسفانه از دیگر معایب آن میتوان به عدم انعطاف پذیری آن اشاره کرد .

روش برابری با رقبا: معمولا در این روش بر اساس رصد کردن و اندازه گیری میزان بودجه تبلیغاتی رقبا شکل می گیرد و بسیار روش محتاطانه ای است زیرا در این روش میزان بودجه بر اساس محاسبه و تخصیص بودجه رقبا در همان صنعت انجام می شود ، حال آنکه آیا روش اختصاص این بودجه صحیح است یا خیر ؟!! و آیا رقبا از آگاهی بیشتری نسبت به ما برخوردارند جای سوال دارد ، و از همه مهمتر اینکه محصول و یا سازمان ما شاید به بودجه متفاوتی نیاز داشته باشد !!

در هر صورت این روش از جنگ تبلیغاتی نیز جلوگیری می کند که خود باعث جلوگیری از معرفی و پوشش بهتر تبلیغاتی نسبت به رقبا می شود.

روش رتبه بندی: در این روش براساس میزان ارسال و بازدید هر پیام از هر رسانه انجام می شود ،در این روش مشخص می شود چه رسانی انتخاب گردد و این رسانه باید چه مقدار ارسال پیام برای چه گروهی داشته باشد تا بتوانیم براساس آن میزان اختصاص بودجه را مشخص کنیم .

به نقل از کتاب “مدیریت تبلیغات” : ” در واقع سوال اساسی این است که اگر ما دقیقا می دانستیم که تبلیغات چند بار باید پخش شود که به طور مشخص می توانستیم بودجه تبلیغات را مشخص کنیم احتیاج به این همه نظریه پردازی نبود!”

در پایان مهمترین اصل در تعیین بودجه تبلیغات در کنار روشهای مذکور شناخت و تجربه فردی است که نسبت به تعیین بودجه تبلیغات اقدام می نماید.

 

  Analysis

در کسب و کار، علوم تجزیه و تحلیل اصطلاحی است که برای حالات پیچیده تحلیل داده های کسب و کار استفاده می شود. در بازاریابی و برندینگ، انواعی از شیوه های آماری و غیرآماری استفاده می شوند. در نتیجه ارزیابی فعالیت های برندینگ و بازاریابی امروزه، بیشتر موضوعی می شود. ارزیابی نام تجاری، بازده سرمایه گذاری فعالیت های بازاریابی و نام تجاری و کارت های امتیازی نام تجاری، ابزارهایی تجویزی هستن که برای بهبود عملکرد کسب و کار معرفی می شوند. این ابزارها تصمیم گیری بهتر را ترویج می دهند و باعث افزایش حمایت علمی در حوزه هایی می شوند که پیش از این تا حد زیادی به مدد شهود و تجربه هدایت می شده اند.